فعل
توضیح دادن (به شکلی که طرف بفهمد)، سر به سر کسی گذاشتن، اذیت کردن
معانی و تعاریف beipulen:
- با دقت و معمولاً با انگشتان یا ابزاری کوچک، چیزی را از جایی بیرون آوردن یا جدا کردن (معمولاً چیزی کوچک یا چسبیده).
- (مجازی، کمتر رایج) با زحمت و دقت زیاد، اطلاعات یا جزئیاتی را کشف کردن یا استخراج کردن.
جملات نمونه برای beipulen:
Und wie willst du ihm ''beipulen'', dass du zum Jahresende nach München umziehen wirst?
و چطور میخواهی به او توضیح دهی که پایان سال به مونیخ نقل مکان خواهی کرد؟
Da bin ich aber gespannt, wie du ihr das ''beipulen'' wirst.
من مشتاقم ببینم چطور میخواهی سر به سر او بگذاری.
„Ich muß der Tochter von unserm Koch noch das Servieren ''beipulen''.“
«من باید به دختر آشپزمان سرویس دادن را یاد بدهم.»