فعل
مضطرب کردن، گیج کردن، منصرف کردن
معانی و تعاریف beirren:
- کسی را از مسیر درست یا تصمیم صحیح منحرف کردن، گیج کردن.
- اجازه دادن به چیزی که باعث گیجی یا انحراف شود.
جملات نمونه برای beirren:
„Sich durch traurige Kinderaugen jetzt nicht ''beirren'' zu lassen, sondern bestimmt und konsequent zu bleiben, das ist nicht immer einfach.“
"اینکه اکنون با چشمهای غمگین کودکان مضطرب نشویم، بلکه قاطع و با پشتکار باقی بمانیم، همیشه آسان نیست."
Lass dich nicht von Gerüchten beirren.
اجازه نده شایعات تو را گمراه کنند.
Er versuchte, mich mit falschen Informationen zu beirren.
او سعی کرد با اطلاعات غلط مرا گیج کند.