beisässen
مینشستند در کنار
Bedeutungen
1
Dativ
حضور فعال و مشارکت در یک جلسه، شورا یا هیئت رسمی، اغلب با حق رأی یا اظهار نظر (شکل گذشته).
- Die Delegierten beisässen der Konferenz, um die strategischen Weichenstellungen zu diskutieren.نمایندگان در کنفرانس حضور داشتند تا درباره جهتگیریهای استراتژیک بحث کنند.
- Er beisässen der entscheidenden Abstimmung, obwohl er Bedenken hatte.او در رأیگیری سرنوشتساز حضور داشت، هرچند که ملاحظاتی داشت.