der Beisaß
(قدیمی) ساکن بیگانه، غریبه مقیم، پناهنده
Bedeutungen
1
اصطلاحی قدیمی برای فردی که در مکانی ساکن شده اما تابعیت یا حقوق کامل آنجا را ندارد؛ اغلب به پناهندگان یا مهاجران اشاره دارد.
- Im Mittelalter waren Beisassen oft von bestimmten Rechten ausgeschlossen.در قرون وسطی، ساکنان بیگانه اغلب از حقوق خاصی محروم بودند.
- Die Urkunde regelte die Rechte und Pflichten der Beisassen in der Stadt.این سند حقوق و وظایف ساکنان بیگانه در شهر را تنظیم میکرد.
- Historische Texte erwähnen die Ankunft von Beisassen in der Region.متون تاریخی به ورود ساکنان بیگانه در منطقه اشاره میکنند.