beisammenhaben

Aussprache: /baɪ̯ˈzamənˌhaːbn̩/
Worttrennung: bei·sam·men·ha·ben
فعل

فراهم ساختن، کامل جمع‌آوری کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (etwas / jemanden + beisammenhaben)

تمامی مدارک، وسایل، اطلاعات یا افراد لازم را یک‌جا گردآوری کردن و موجود داشتن؛ فراهم کردن.

  • Hast du alle Unterlagen für den Antrag beisammen?آیا تمام مدارک لازم برای درخواست را فراهم کرده‌ای؟
  • Wir müssen die wichtigsten Zeugen beisammenhaben, bevor wir mit dem Prozess beginnen.ما باید مهم‌ترین شاهدان را جمع کنیم قبل از اینکه با روند دادرسی شروع کنیم.
2 Akkusativ (genug Geld + beisammenhaben)

پول کافی برای خرید یا انجام کاری را پس‌انداز و جمع‌آوری کرده بودن؛ اندوخته داشتن.

  • Er hat endlich genug Geld für das neue Auto beisammen.او بالاخره پول کافی برای ماشین جدید را جمع کرده است.
  • Wir hoffen, bis zum Sommer die Summe für die Reise beisammenzuhaben.ما امیدواریم تا تابستان مبلغ لازم برای سفر را جمع کنیم.