beischaffen

Aussprache: /ˈbaɪ̯ˌʃafn̩/
Wortzerlegung: bei·schaf·fen
فعل

فراهم کردن، تهیه کردن، آوردن

Beispiele

  • Wenn ich die 50.000 Euro nicht ''beischaffe'', bin ich erledigt.اگر ۵۰ هزار یورو را فراهم نکنم، کارم تمام است.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را که لازم است، اغلب با زحمت یا از طریق منابع مختلف، تهیه یا فراهم کردن

  • Er musste das nötige Geld für die Reise beischaffen.او مجبور بود پول لازم برای سفر را تهیه کند.
  • Wie können wir die fehlenden Dokumente für den Antrag beischaffen?چگونه می‌توانیم مدارک گمشده برای درخواست را فراهم کنیم؟