beiseite schieben

Aussprache: /bəˈzaɪ̯tə ˈʃiːbn̩/
Wortzerlegung: bei·sei·te ·schie·ben
Wort

کنار گذاشتن، به تعویق انداختن، نادیده گرفتن

Bedeutungen

1 etwas (Akkusativ)

به معنای مجازی، اجتناب از مواجهه با یک مسئله یا مشکل، یا به تعویق انداختن آن به جای حل و فصل، اغلب به دلیل دشواری یا ناخوشایند بودن آن.

  • Die Regierung schob die notwendigen Reformen immer wieder beiseite, um kurzfristige politische Vorteile zu erzielen.دولت برای دستیابی به منافع سیاسی کوتاه‌مدت، اصلاحات ضروری را بارها به تعویق انداخت.
  • Die Bedenken der Minderheit wurden von der Mehrheit beiseitegeschoben, was zu erheblichen Spannungen führte.نگرانی‌های اقلیت توسط اکثریت نادیده گرفته شد، که منجر به تنش‌های قابل توجهی گردید.