beiseite schieben
کنار گذاشتن، به تعویق انداختن، نادیده گرفتن
Bedeutungen
1
etwas (Akkusativ)
به معنای مجازی، اجتناب از مواجهه با یک مسئله یا مشکل، یا به تعویق انداختن آن به جای حل و فصل، اغلب به دلیل دشواری یا ناخوشایند بودن آن.
- Die Regierung schob die notwendigen Reformen immer wieder beiseite, um kurzfristige politische Vorteile zu erzielen.دولت برای دستیابی به منافع سیاسی کوتاهمدت، اصلاحات ضروری را بارها به تعویق انداخت.
- Die Bedenken der Minderheit wurden von der Mehrheit beiseitegeschoben, was zu erheblichen Spannungen führte.نگرانیهای اقلیت توسط اکثریت نادیده گرفته شد، که منجر به تنشهای قابل توجهی گردید.