beiseitewerfen
کنار انداختن، نادیده گرفتن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas beiseitewerfen)
چیزی (مانند روزنامه، لباس یا پتو) را با بیدقتی به یک طرف پرتاب کردن.
- Er warf die Zeitung nach dem Lesen einfach beiseite.او روزنامه را پس از خواندن به سادگی کنار انداخت.
- Sie warf die schmutzige Wäsche in die Ecke.او لباسهای کثیف را در گوشه اتاق انداخت.
2
Akkusativ (jemanden / etwas beiseitewerfen)
تردیدها، اصول یا نگرانیها را شجاعانه کنار گذاشتن و نادیده گرفتن.
- Er warf alle seine Bedenken beiseite und sprang ins kalte Wasser.او تمام تردیدهایش را کنار گذاشت و به دل خطر زد.
- Sie musste ihre Prinzipien beiseite werfen, um die Prüfung zu bestehen.او مجبور شد اصول خود را کنار بگذارد تا در امتحان قبول شود.