beiseiteliessen
کنار گذاشتند
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را به طور عمدی کنار گذاشتن، نادیده گرفتن یا به تعویق انداختن، اغلب به دلیل عدم اهمیت یا اولویت.
- Er musste seine persönlichen Gefühle für den Moment beiseitelassen.او مجبور بود احساسات شخصی خود را برای لحظهای کنار بگذارد.
- Die Verhandlungen wurden vorübergehend beiseitegelassen, um dringendere Fragen zu klären.مذاکرات به طور موقت کنار گذاشته شد تا مسائل فوریتر روشن شوند.
2
Akkusativ
از حق یا ادعای خود نسبت به چیزی صرف نظر کردن؛ چیزی را به حال خود رها کردن.
- Sie hat ihre Ansprüche auf das Erbe beiseitelassen.او از ادعای خود نسبت به ارث صرف نظر کرد.
- Der Richter entschied, die strittigen Punkte vorerst beiseitezulassen.قاضی تصمیم گرفت نکات اختلافی را فعلاً به حال خود رها کند.