beiseitenehmen
کنار کشیدن، جدا کردن (برای صحبت)، پسانداز کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
کسی را برای صحبت خصوصی کنار کشیدن یا به کناری بردن
- Der Chef nahm den Mitarbeiter beiseite, um mit ihm unter vier Augen zu sprechen.رئیس کارمند را کنار کشید تا با او خصوصی صحبت کند.
- Kannst du mich kurz beiseitenehmen? Ich muss dir etwas Wichtiges erzählen.میتوانی لحظهای مرا کنار بکشی؟ باید چیز مهمی به تو بگویم.
2
Akkusativ
چیزی (مانند پول، زمان، غذا) را برای استفاده بعدی کنار گذاشتن یا ذخیره کردن
- Sie hat jeden Monat einen kleinen Betrag beiseitegenommen, um für ihren Urlaub zu sparen.او هر ماه مبلغ کمی را کنار گذاشته تا برای تعطیلاتش پسانداز کند.
- Ich habe mir extra Zeit beiseitegenommen, um dieses Projekt abzuschließen.من عمداً وقت کنار گذاشتم تا این پروژه را به پایان برسانم.