beiseitezunehmen
کنار گذاشتن
Bedeutungen
1
Akkusativ
کسی را برای گفتگوی خصوصی یا کاری از جمع جدا کردن.
- Der Lehrer nahm den Schüler beiseite, um mit ihm zu sprechen.معلم دانشآموز را کنار کشید تا با او صحبت کند.
- Ich muss dich mal kurz beiseitenehmen, um dir etwas Wichtiges zu erzählen.باید لحظهای تو را کنار بکشم تا چیز مهمی به تو بگویم.
2
Akkusativ
چیزی را برای استفاده بعدی یا برای پسانداز کردن کنار گذاشتن.
- Sie hat jeden Monat einen Teil ihres Gehalts beiseitegelegt.او هر ماه بخشی از حقوقش را کنار گذاشته است.
- Wir sollten etwas Geld für schlechte Zeiten beiseitenehmen.ما باید مقداری پول برای روز مبادا کنار بگذاریم.