beissen Aussprache:/ˈbaɪ̯sn̩/Wortzerlegung:beis·sen Wort گاز گرفتن معانی و تعاریف beissen:گاز گرفتن (با دندان چیزی را گرفتن یا قطع کردن)گاز گرفتن (به صورت ناگذر، مثلاً سگ گاز میگیرد)سوزاندن، گزیدن (مثلاً سرما، دود، طعم تند)با هم جور نبودن، تضاد داشتن (بازتابی) جملات نمونه برای beissen:Der Hund hat den Postboten gebissen.سگ پستچی را گاز گرفت.Sie biss in den Apfel.او سیب را گاز زد.Dieser Hund beißt nicht.این سگ گاز نمیگیرد.