فعل
فراهم کردن، در اختیار گذاشتن، کنار چیزی قرار دادن
معانی و تعاریف beistellen:
- چیزی را برای استفاده دیگران فراهم یا آماده کردن؛ فراهم کردن، تهیه کردن، در اختیار گذاشتن (معمولاً در زمینه فنی یا اداری)
جملات نمونه برای beistellen:
Als Motor hierzu wird in der Regel und so lange unsere Mechanik nichts besseres erfindet, die Dampfmaschine dienen müssen, die, je nachdem die Anforderungen beim Personen- oder Leichentransporte große sind, in dem entsprechenden Caliber ''beigestellt'' werden müssen.
به عنوان موتور برای این کار، معمولاً و تا زمانی که مکانیک ما چیز بهتری اختراع نکند، باید از موتور بخار استفاده شود که بسته به نیازهای حمل و نقل افراد یا اجساد، باید با کالیبر مناسب فراهم شود.
Der Lieferant muss die benötigten Materialien beistellen.
تامینکننده باید مواد لازم را فراهم کند.
Wir können Ihnen die notwendige Ausrüstung beistellen.
ما میتوانیم تجهیزات ضروری را در اختیار شما بگذاریم.