فعل
حضور داشتن، شرکت کردن (در یک رویداد)؛ (قدیمی/رسمی) همبستر شدن
معانی و تعاریف beiwohnen:
- در یک رویداد، مراسم یا جلسه حضور داشتن و شرکت کردن (رسمی)
جملات نمونه برای beiwohnen:
Der Präsident ''wohnte'' der Vollversammlung ''bei.''
رئیسجمهور در مجمع عمومی حضور داشت.
Das Ius primae noctis gestattete dem Herrscher, der Braut ''beizuwohnen.''
حق شب اول به حاکم اجازه میداد که با عروس همبستر شود.
Viele Gäste wohnten der Hochzeit bei.
مهمانان زیادی در مراسم عروسی حضور داشتند.