beizen
رنگآمیزی کردن (چوب)، خواباندن در چاشنی (غذا)، با پرنده شکاری شکار کردن، ضدعفونی کردن (بذر)
Beispiele
- Der Schreiner ''beizte'' den Schrank, um die Maserung des Holzes hervorzuheben.نجار کمد را رنگآمیزی کرد تا نقش چوب را برجسته کند.
- Die Fischfilets wurden über Nacht mit einer Marinade ''gebeizt.فیلههای ماهی یک شب در ماریناد خوابانده شدند.
- Fasane, Kaninchen, Rebhühner und anderes Niederwild können mit abgerichteten Falken ''gebeizt'' werden.قرقاولها، خرگوشها، کبکها و دیگر حیوانات کوچک را میتوان با شاهینهای تربیتشده شکار کرد.
- Hülsenfrüchte können vor der Aussaat mit Kamillentee ''gebeizt'' werden.حبوبات را میتوان قبل از کاشت با چای بابونه ضدعفونی کرد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
(غذا) در مایعی (مثل سرکه، ماریناد) خواباندن برای طعمدار کردن یا نگهداری، ترشی انداختن
- Man kann Fisch und Fleisch beizen.میتوان ماهی و گوشت را ترشی انداخت/در ماریناد خواباند.
- Sie hat die Gurken für den Winter gebeizt.او خیارها را برای زمستان ترشی انداخت.
2
Akkusativ
(چوب) با مادهای شیمیایی (رنگ) آغشته کردن برای تغییر رنگ یا محافظت
- Der Schreiner beizt das Holz, um es dunkler zu machen.نجار چوب را رنگ میکند تا تیرهتر شود.
- Die alten Möbel wurden neu gebeizt.مبلمان قدیمی دوباره رنگ شدند.
3
Akkusativ
(فلز، شیشه) با اسید یا ماده شیمیایی دیگر حکاکی کردن یا تمیز کردن
- Metallteile werden oft vor dem Lackieren gebeizt.قطعات فلزی اغلب قبل از رنگآمیزی با اسید تمیز میشوند.
- Der Künstler beizt das Glas für ein besonderes Muster.هنرمند شیشه را برای یک طرح خاص حکاکی میکند.