abbeizen

Aussprache: /ˈapˌbaɪ̯tsən/
Wortzerlegung: ab·bei·zen
فعل

رنگ‌زدایی کردن، زنگ‌زدایی کردن با حلال

Beispiele

  • Lass uns den alten Schrank ''abbeizen'' und neu streichen!بیایید کمد قدیمی را رنگ‌زدایی کنیم و دوباره رنگش کنیم!
  • Man sollte erst die alten Farbreste gründlich ''abbeizen,'' ehe man den Schrank neu streicht.باید ابتدا باقی‌مانده‌های رنگ قدیمی را به طور کامل با حلال پاک کرد، قبل از اینکه کمد را دوباره رنگ کرد.

Bedeutungen

1 Akkusativ

با استفاده از مواد شیمیایی (مانند رنگ‌بر) لایه رنگ، لاک یا زنگ‌زدگی را از سطحی جدا کردن

  • Er musste die alte Farbe von der Tür abbeizen.او مجبور بود رنگ قدیمی را از در رنگ‌برداری کند.
  • Metallteile werden oft vor der Weiterverarbeitung abgebeizt.قطعات فلزی اغلب قبل از فرآوری بیشتر لایه‌برداری می‌شوند.