beizufüttern
تغذیه کردن (مصدر)
Bedeutungen
1
Akkusativ (برای شخص یا حیوان)، Dativ (برای نوع غذا یا مکمل)
ارائه غذای اضافی یا مکمل به نوزادان، حیوانات جوان یا افراد بیمار برای تکمیل تغذیه اصلی و اطمینان از رشد یا بهبودی کافی.
- Die Kinderärztin empfahl, den Säugling ab dem sechsten Monat langsam mit Brei beizufüttern.پزشک اطفال توصیه کرد که از ماه ششم، به نوزاد به آرامی با پوره غذای کمکی داده شود.
- Nach der Operation musste der Patient zusätzlich mit Nährlösungen beigefüttert werden, um seine Kräfte wiederzuerlangen.پس از عمل جراحی، بیمار مجبور شد برای بازیابی قوایش، با محلولهای مغذی تغذیه کمکی دریافت کند.