bekämpfen
مبارزه کردن، جنگیدن با، غلبه کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas bekämpfen)
با چیزی یا کسی مبارزه کردن، برای از بین بردن یا غلبه بر آن تلاش کردن.
- Die Regierung kämpft gegen die Inflation.دولت با تورم مبارزه میکند.
- Er kämpft seit Jahren gegen seine Krankheit.او سالهاست که با بیماریاش مبارزه میکند.
2
sich (Akkusativ) (sich bekämpfen)
(خود را) کنترل کردن، بر احساسات غلبه کردن.
- Er musste sich gegen den Zorn bekämpfen.او مجبور بود خشم خود را کنترل کند.
- Sie bekämpfte sich, um nicht zu weinen.او سعی کرد جلوی گریهاش را بگیرد.