bekackt

Aussprache: /bəˈkakt/
Wortzerlegung: be·kackt
صفت

گند، مزخرف، افتضاح، لعنتی (عامیانه و بسیار سخیف)

Beispiele

  • Wieso zum Teufel keulst du für einen ''bekackten'' Hungerlohn?چرا داری با این حقوق گند و ناچیز مثل خرس کار می‌کنی؟
  • Die ganze Situation ist einfach nur ''bekackt''.تمام این وضعیت واقعاً گند و افتضاح است.

Bedeutungen

1 attributiv oder prädikativ

(عامیانه، بی‌ادبانه/توهین‌آمیز) توصیف شیء، وضعیت، مبلغ یا شخصی که به شدت بد، رویافزا، بی‌ارزش یا حرص‌درآور است.

  • Das ist ein bekacktes Problem.این یک مشکل گند و رویافزا است.
  • Ich habe keine Lust auf diese bekackte Arbeit.حوصله این کارِ مزخرف و گند را ندارم.