bekalmen

Aussprache: /bəˈkalmən/
Wortzerlegung: be·kal·men
فعل

بادبان‌های کشتی دیگر را گرفتن (در دریانوردی)

Beispiele

  • Wird das eigene Schiff ''bekalmt,'' so verliert es an Fahrt.اگر کشتی خودی بادبان‌های کشتی دیگر را بگیرد، از سرعت آن کاسته می‌شود.
  • Kleine Jollen können auch zwischen zwei großen Wellen ''bekalmt'' werden.قایق‌های کوچک می‌توانند بین دو موج بزرگ نیز بادبان‌هایشان گرفته شود.
  • Wenn man vor dem Wind segelt, ''bekalmen'' die hinteren Segel die Vorsegel.هنگام باد موافق، بادبان‌های عقب بادبان‌های جلو را می‌گیرند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

کسی یا چیزی را آرام کردن، تسکین دادن (این فعل غیرمعمول یا ابداعی است).

  • Sie versuchte, das weinende Kind zu bekalmen.او سعی کرد کودک گریان را آرام کند.
  • Ein warmer Tee kann die Nerven bekalmen.یک چای گرم می‌تواند اعصاب را تسکین دهد.