bekannt sein wie ein bunter Hund
بسیار مشهور و شناختهشده بودن، تو چشم بودن
Bedeutungen
1
به معنای بسیار مشهور و شناختهشده بودن در یک جامعه یا گروه، به طوری که همه فرد را بشناسند؛ گاهی اوقات میتواند بار معنایی منفی یا کنایهآمیز داشته باشد.
- In diesem kleinen Dorf ist jeder wie ein bunter Hund bekannt.در این دهکده کوچک، همه مثل یک سگ رنگارنگ شناخته شدهاند (همه همدیگر را میشناسند).
- Nach dem Skandal war er in der Stadt bekannt wie ein bunter Hund.پس از رسوایی، او در شهر بسیار بدنام و شناختهشده بود.
- Die neue Lehrerin ist schon nach einer Woche bekannt wie ein bunter Hund.معلم جدید پس از یک هفته به شدت شناخته شده است.