bekannt sein wie ein bunter Hund

Aussprache: /bəˈkant zaɪ̯n viː aɪ̯n ˈbʊntɐ hʊnt/
Worttrennung: be·kannt ·sein wie ein ·bun·ter Hund
اصطلاح

بسیار مشهور و شناخته‌شده بودن، تو چشم بودن

Bedeutungen

1

به معنای بسیار مشهور و شناخته‌شده بودن در یک جامعه یا گروه، به طوری که همه فرد را بشناسند؛ گاهی اوقات می‌تواند بار معنایی منفی یا کنایه‌آمیز داشته باشد.

  • In diesem kleinen Dorf ist jeder wie ein bunter Hund bekannt.در این دهکده کوچک، همه مثل یک سگ رنگارنگ شناخته شده‌اند (همه همدیگر را می‌شناسند).
  • Nach dem Skandal war er in der Stadt bekannt wie ein bunter Hund.پس از رسوایی، او در شهر بسیار بدنام و شناخته‌شده بود.
  • Die neue Lehrerin ist schon nach einer Woche bekannt wie ein bunter Hund.معلم جدید پس از یک هفته به شدت شناخته شده است.