bekeifen

Aussprache: /bəˈkaɪ̯fn̩/
Wortzerlegung: be·kei·fen
فعل

با صدای بلند و جیغ مانند سرزنش کردن، ناسزا گفتن

Beispiele

  • Die Kandidatin verhaspelt sich, der Außenminister ''bekeift'' die Opposition, ein Abgeordneter der Grünen kündigt eine Klage gegen die Neuwahlen an.نامزد اشتباه می‌کند، وزیر امور خارجه مخالفان را سرزنش می‌کند، یکی از نمایندگان سبزها اعلام شکایت علیه انتخابات جدید را می‌کند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

کسی را با کلمات تند و خشمگینانه سرزنش کردن یا با او دعوا کردن.

  • Die Nachbarn bekeiften sich wegen des Lärms.همسایه‌ها به خاطر سر و صدا با هم دعوا می‌کردند.
  • Sie bekeifte ihn wegen seiner Unpünktlichkeit.او به خاطر وقت‌نشناسی‌اش او را سرزنش کرد.