bekennen

Aussprache: /bəˈkɛnən/
Wortzerlegung: be·ken·nen
فعل

اعتراف کردن، اقرار کردن، پایبند بودن، آشکار ساختن

Bedeutungen

1 etwas (Akkusativ) bekennen / sich zu + Dativ bekennen

به اشتباه، جرم یا حقیقت ناگواری اعتراف و اقرار کردن

  • Er bekannte seine Schuld vor Gericht.او به گناه خود در دادگاه اعتراف کرد.
  • Die Gruppe bekannte sich zu dem Anschlag.آن گروه مسئولیت حمله را بر عهده گرفت (به آن اقرار کرد).
2 sich zu + Dativ bekennen

علناً و با شجاعت وفاداری خود را به یک آرمان، دین، جهت‌گیری یا باور اعلام کردن

  • Die Partei bekennt sich zu den Grundwerten der Demokratie.حزب به ارزش‌های اساسی دموکراسی پایبند است.
  • Sie bekennt sich offen zu ihrer Religion.او آشکارا پایبندی خود به دینش را اعلام می‌کند.