bekiffen

Aussprache: /bəˈkɪfn̩/
Wortzerlegung: be·kif·fen
فعل

با مصرف حشیش یا ماری‌جوانا خود را نشئه کردن/مست کردن

Beispiele

  • Sie studiert die Menschen in den Cafés und hängt bis zum Sonnenaufgang in Bars herum. Sie rät jedem, der sie danach fragt, ''sich'' lieber zu ''bekiffen'' als zu besaufen und plädiert für die Freigabe weicher Drogen.او مردم را در کافه‌ها مطالعه می‌کند و تا طلوع آفتاب در بارها پرسه می‌زند. او به هر کسی که از او می‌پرسد، توصیه می‌کند که به جای مست کردن با الکل، ترجیحاً با حشیش خود را نشئه کند و از آزادسازی مواد مخدر سبک حمایت می‌کند.

Bedeutungen

1 sich + Akkusativ

(خود را) نشئه کردن، با حشیش مست کردن (معمولاً در حالت انعکاسی)

  • Er hat sich mit Marihuana bekifft.او خودش را با ماری‌جوانا نشئه کرده است.
  • Sie bekiffen sich regelmäßig am Wochenende.آنها آخر هفته‌ها به طور منظم خودشان را نشئه می‌کنند.