beklimmen
بالا رفتن از چیزی
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas beklimmen)
از چیزی بالا رفتن یا صعود کردن، معمولاً به چیزی بلند یا دشوار (بیشتر در متون ادبی یا قدیمی).
- Die Bergsteiger versuchten, den steilen Gipfel zu beklimmen.کوهنوردان تلاش کردند از قله پرشیب بالا بروند.
- Er beklomm die Leiter, um das Dach zu erreichen.او از نردبان بالا رفت تا به سقف برسد.