beklettern
بالا رفتن از چیزی (با استفاده از دست و پا)، صعود کردن
Beispiele
- Die Ziegen ''beklettern'' die Stauden und Hecken.بزها از بوتهها و پرچینها بالا میروند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
از چیزی بالا رفتن، صعود کردن از یک سطح یا شیء.
- Die Kinder bekletterten den Baum im Garten.بچهها از درخت در باغ بالا رفتند.
- Er versuchte, die steile Wand zu beklettern.او سعی کرد از دیوار شیبدار بالا برود.