beklotzen

Aussprache: /bəˈklɔt͡sn̩/
Wortzerlegung: be·klot·zen
فعل

با بلوک سنگین کردن، با دستگاه بلوک‌زنی رنگ کردن و آغشته کردن (پارچه)

Beispiele

  • Er ''beklotzte'' sich mit allerleiاو خود را با انواع و اقسام چیزها سنگین کرد.

Bedeutungen

1 Akkusativ

به چیزی یا کسی خیره شدن (این فعل بسیار نادر و غیرمعمول است و در زبان آلمانی استاندارد کمتر به کار می‌رود).

  • Er beklotzte das Kunstwerk stundenlang.او ساعت‌ها به اثر هنری خیره شد.
  • Warum beklotzt du mich so?چرا اینطور به من خیره شده‌ای؟