فعل
برای کسی غذا پختن، آشپزی کردن (برای دیگری)
معانی و تعاریف bekochen:
- برای کسی غذا پختن، از کسی با غذا پذیرایی کردن
جملات نمونه برای bekochen:
Am Wochenende wird er seine Freunde ''bekochen.''
آخر هفته او دوستانش را غذا خواهد داد.
Meine Mutter bekocht uns jeden Sonntag.
مادرم هر یکشنبه برای ما غذا میپزد.
Er liebt es, seine Freunde zu bekochen.
او عاشق این است که برای دوستانش غذا بپزد.