bekochen
برای کسی غذا پختن، آشپزی کردن (برای دیگری)
Beispiele
- Am Wochenende wird er seine Freunde ''bekochen.آخر هفته او دوستانش را غذا خواهد داد.
Bedeutungen
1
Akkusativ (Person)
برای کسی غذا پختن، از کسی با غذا پذیرایی کردن
- Meine Mutter bekocht uns jeden Sonntag.مادرم هر یکشنبه برای ما غذا میپزد.
- Er liebt es, seine Freunde zu bekochen.او عاشق این است که برای دوستانش غذا بپزد.