mitbekommen
متوجه شدن، دریافت کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ / von + Dativ
متوجه رویدادی شدن از طریق شنیدن یا دیدن ناگهانی.
- Ich habe mitbekommen, dass sie umgezogen ist.متوجه شدم که او اسبابکشی کرده است.
- Hast du von dem Unfall etwas mitbekommen?آیا از تصادف چیزی شنیدهای؟
2
Akkusativ (jemanden / etwas mitbekommen)
توشه، ارزش یا ویژگی را به همراه دریافت کردن.
- Er hat viel Wissen aus dieser Reise mitbekommen.او دانش زیادی از این سفر به همراه آورد.
- Die Kinder bekommen oft kleine Geschenke mit.بچهها اغلب هدایای کوچکی دریافت میکنند.