zurückbekommen

Aussprache: /t͡suˈʁʏkbəˌkɔmən/
Worttrennung: zu·rück·be·kom·men
فعل

پس گرفتن، دوباره دریافت کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (etwas zurückbekommen)

مال یا چیزی که داده، قرض داده یا گم شده بود را مجدداً به دست آوردن؛ پس گرفتن، دوباره دریافت کردن

  • Ich hoffe, ich bekomme mein Geld bald zurück.امیدوارم پولم را به زودی پس بگیرم.
  • Nach langer Suche hat er seinen verlorenen Schlüssel zurückbekommen.او پس از جستجوی طولانی، کلید گمشده‌اش را پس گرفت.