bekriechen
آهسته خزیدن روی/در، به آرامی خود را نشان دادن (احساس)
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas bekriechen)
خزیدن روی چیزی یا کسی، پوشاندن با خزیدن (معمولاً حشرات یا خزندگان).
- Die Efeu bekriecht langsam die alte Mauer.پیچک به آرامی دیوار قدیمی را میپوشاند.
- Die Ameisen bekriechen den Kuchen.مورچهها روی کیک میخزند.