bekriechen

Aussprache: /bəˈkriːçn̩/
Worttrennung: be·krie·chen
فعل

آهسته خزیدن روی/در، به آرامی خود را نشان دادن (احساس)

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas bekriechen)

خزیدن روی چیزی یا کسی، پوشاندن با خزیدن (معمولاً حشرات یا خزندگان).

  • Die Efeu bekriecht langsam die alte Mauer.پیچک به آرامی دیوار قدیمی را می‌پوشاند.
  • Die Ameisen bekriechen den Kuchen.مورچه‌ها روی کیک می‌خزند.