bekriechen
آهسته خزیدن روی/در، به آرامی خود را نشان دادن (احساس)
Bedeutungen
1
Akkusativ
خزیدن روی چیزی یا کسی، پوشاندن با خزیدن (معمولاً حشرات)
- Die Ameisen bekriechen den Baumstamm.مورچهها روی تنه درخت میخزند.
- Ein Insekt bekroch ihren Arm.حشرهای روی بازویش خزید.