bekrönen
تاجگذاری کردن, به اوج رساندن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas bekrönen)
تاج بر سر کسی گذاشتن و او را پادشاه یا ملکه کردن؛ تاجگذاری کردن.
- Der Bischof wird den neuen König bekrönen.اسقف پادشاه جدید را تاجگذاری خواهد کرد.
- Sie wurde zur Königin gekrönt.او به عنوان ملکه تاجگذاری شد.
2
Akkusativ (jemanden / etwas bekrönen)
چیزی را با چیزی دیگر زینت بخشیدن یا به عنوان اوج و نقطه پایانی بر چیزی قرار گرفتن.
- Der Sieg bekrönte seine lange Karriere.این پیروزی دوران طولانی حرفهای او را به اوج رساند.
- Ein wunderschöner Stern bekrönte die Spitze des Weihnachtsbaumes.ستارهای زیبا بالای درخت کریسمس را زینت بخشیده بود.