bekrönen

Aussprache: /bəˈkrøːnən/
Worttrennung: be·krö·nen
فعل

تاج‌گذاری کردن, به اوج رساندن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas bekrönen)

تاج بر سر کسی گذاشتن و او را پادشاه یا ملکه کردن؛ تاجگذاری کردن.

  • Der Bischof wird den neuen König bekrönen.اسقف پادشاه جدید را تاج‌گذاری خواهد کرد.
  • Sie wurde zur Königin gekrönt.او به عنوان ملکه تاج‌گذاری شد.
2 Akkusativ (jemanden / etwas bekrönen)

چیزی را با چیزی دیگر زینت بخشیدن یا به عنوان اوج و نقطه پایانی بر چیزی قرار گرفتن.

  • Der Sieg bekrönte seine lange Karriere.این پیروزی دوران طولانی حرفه‌ای او را به اوج رساند.
  • Ein wunderschöner Stern bekrönte die Spitze des Weihnachtsbaumes.ستاره‌ای زیبا بالای درخت کریسمس را زینت بخشیده بود.