bekriegen

Aussprache: /bəˈkriːɡn̩/
Wortzerlegung: be·krie·gen
فعل

جنگیدن با یکدیگر، نزاع کردن، به جنگ هم رفتن

Bedeutungen

1 sich + Akkusativ

با کسی جنگیدن، درگیر جنگ بودن (معمولاً متقابل)

  • Die beiden Länder bekriegen sich seit Jahren.این دو کشور سال‌هاست که با هم می‌جنگند.
  • Sie bekriegen sich wegen alter Konflikte.آنها به خاطر درگیری‌های قدیمی با هم می‌جنگند.