bekritteln
ایراد گرفتن، خرده گرفتن، نکوهش کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas bekritteln)
به طور مداوم و اغلب بیمورد از کسی یا چیزی ایراد گرفتن، عیبجویی کردن یا آن را مورد انتقاد قرار دادن.
- Er neigt dazu, jede Kleinigkeit zu bekritteln.او تمایل دارد از هر چیز کوچکی ایراد بگیرد.
- Man sollte seine Arbeit nicht sofort bekritteln, sondern erst einmal verstehen.نباید بلافاصله از کار او ایراد گرفت، بلکه ابتدا باید آن را فهمید.