bekritteln

Aussprache: /bəˈkrɪtl̩n/
Worttrennung: be·krit·teln
فعل

ایراد گرفتن، خرده گرفتن، نکوهش کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas bekritteln)

به طور مداوم و اغلب بی‌مورد از کسی یا چیزی ایراد گرفتن، عیب‌جویی کردن یا آن را مورد انتقاد قرار دادن.

  • Er neigt dazu, jede Kleinigkeit zu bekritteln.او تمایل دارد از هر چیز کوچکی ایراد بگیرد.
  • Man sollte seine Arbeit nicht sofort bekritteln, sondern erst einmal verstehen.نباید بلافاصله از کار او ایراد گرفت، بلکه ابتدا باید آن را فهمید.