belüften
هوا دادن، تهویه کردن، هواکشیدن
Beispiele
- Der Angelverein muss seine großen Fischteich ''belüften'', da schon viele Fische aufgrund von Sauerstoffmangel eingegangen sind.انجمن ماهیگیری باید استخرهای بزرگ ماهی خود را هوا دهد، زیرا بسیاری از ماهیها به دلیل کمبود اکسیژن تلف شدهاند.
- Die Spree und weitere Berliner Gewässer werden in den Sommermonaten durch ein Belüftungsschiff ''belüftet''.رودخانه اشپری و دیگر آبراههای برلین در ماههای تابستان توسط یک کشتی تهویه هوا داده میشوند.
- Schlecht ''belüftete'' Räume wie Höhlen, Keller, Tunnel, innen liegende Treppenhäuser usw. neigen dazu, dass die Luft modrig/stickig stinkt.اتاقهای با تهویه نامناسب مانند غارها، زیرزمینها، تونلها، راهپلههای داخلی و غیره تمایل دارند که هوای کهنه/خفه داشته باشند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
هوای تازه را وارد مکانی کردن یا هوای کهنه را خارج کردن.
- Wir müssen den Raum regelmäßig belüften, um Schimmelbildung zu vermeiden.ما باید اتاق را به طور منظم تهویه کنیم تا از کپکزدگی جلوگیری شود.
- Die Klimaanlage belüftet das ganze Gebäude effizient.سیستم تهویه مطبوع کل ساختمان را به طور کارآمد تهویه میکند.