belangen

Aussprache: /bəˈlaŋən/
Wortzerlegung: be·lan·gen
فعل

مسئول دانستن، تحت پیگرد قانونی قرار دادن، بازخواست کردن

Beispiele

  • Der libysche Übergangsrat will derweil den Schützen ''belangen,'' der Ex-Machthaber Gaddafi exekutiert haben soll.شورای انتقالی لیبی در این میان می‌خواهد تیراندازی را که گفته می‌شود قذافی، حاکم سابق را اعدام کرده، تحت پیگرد قرار دهد.
  • Rund tausend Kunden einer kleinen, feinen Bank in Zürich müssen nun fürchten, wegen Steuerhinterziehung ''belangt'' zu werden.حدود هزار مشتری یک بانک کوچک و معتبر در زوریخ اکنون باید نگران باشند که به دلیل فرار مالیاتی مورد پیگرد قرار گیرند.

Bedeutungen

1 transitiv (Akkusativ)

(حقوقی) کسی را به دلیل تخلف یا جرم تحت پیگرد قانونی قرار دادن، شکایت کردن از

  • Der Täter wurde wegen Diebstahls belangt.مجرم به دلیل سرقت تحت پیگرد قانونی قرار گرفت.
  • Man kann ihn dafür nicht belangen.نمی‌توان او را به خاطر این کار تحت پیگرد قرار داد.
2 transitiv (Akkusativ)

(قدیمی یا رسمی) مربوط بودن به، اهمیت داشتن برای (اغلب در عبارت 'was jemanden belangt')

  • Was mich belangt, bin ich damit einverstanden.تا آنجا که به من مربوط می‌شود، من با آن موافقم.
  • Das belange uns alle.این به همه ما مربوط می‌شود.