belassen
تغییر ندادن، به همان حال گذاشتن، بسنده کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ + in/bei + Dativ
چیزی یا کسی را در وضعیت، موقعیت یا مقام فعلیاش باقی گذاشتن و دست نزدن
- Wir sollten die Dinge vorerst so belassen, wie sie sind.ما باید فعلاً امور را همانطور که هستند رها کنیم (تغییر ندهیم).
- Man beließ ihn trotz der Kritik in seinem Amt.با وجود انتقادات، او را در سمتش باقی گذاشتند.
2
es belassen + bei + Dativ
به چیزی بسنده کردن، ادامه ندادن (غیرشخصی با es)
- Wir sollten es bei einer mündlichen Warnung belassen.ما باید به یک هشدار شفاهی بسنده کنیم.
- Er beließ es bei einem kurzen Gruß und ging weiter.او به یک سلام کوتاه بسنده کرد و به راهش ادامه داد.