belastend
آزاردهنده، طاقتفرسا، سنگین، مسبب فشار (یا اتهامآور)
Beispiele
- Der berufliche Druck ist sehr ''belastend.فشار کاری بسیار طاقتفرسا است.
- Für viele Mütter und Väter ist es in der Tat ''belastend,'' wenn ihr Kind nicht gut in der Schule ist.برای بسیاری از مادران و پدران واقعاً آزاردهنده است وقتی فرزندشان در مدرسه خوب درس نمیخواند.