belaufen
پرتردد (برای پیاده)، پررفتوآمد، مورد تردد عابران پیاده
Beispiele
- Direkt am Bahnhof beginnt die stark ''belaufene'' Fußgängerzone.مستقیماً در کنار ایستگاه قطار، منطقه عابر پیاده پرتردد شروع میشود.
- Der Park hat sehr stark ''belaufene'' Wege.آن پارک یک مسیر پیادهرویِ پرتردد و محبوب است.
Bedeutungen
1
attributiv oder prädikativ (stark belaufen)
توصیف مسیر، خیابان، پیادهرو یا خیابان عابر پیادهای که افراد زیادی پیاده در آن تردد میکنند (معمولاً همراه با stark یا viel).
- Die stark belaufene Fußgängerzone ist voller Geschäfte.منطقه عابر پیاده بسیار پرتردد پر از مغازه است.
- Dieser Wanderweg ist nicht so stark belaufen.این مسیر کوهنوردی/پیادهروی چندان پرتردد نیست.