فعل
احیا کردن، زنده کردن، رونق بخشیدن
معانی و تعاریف beleben:
- به چیزی یا کسی زندگی بخشیدن، آن را زنده کردن یا احیا کردن.
- چیزی را فعالتر، پر جنب و جوشتر یا جالبتر کردن؛ رونق بخشیدن.
- فعالتر، پر جنب و جوشتر یا شلوغتر شدن.
جملات نمونه برای beleben:
Der Frühling belebt die Natur nach dem Winter.
بهار طبیعت را پس از زمستان زنده میکند.
Die Musik belebte die Party und brachte alle zum Tanzen.
موسیقی به مهمانی روح بخشید و همه را به رقص واداشت.
Neue Geschäfte beleben die Innenstadt.
مغازههای جدید به مرکز شهر رونق میبخشند.