فعل
لیسیدن، با زبان روی چیزی کشیدن
معانی و تعاریف belecken:
- لیسیدن یا زبان زدن به چیزی، معمولاً برای تمیز کردن یا چشیدن
جملات نمونه برای belecken:
„Dann ''beleckte'' er, wie es seine Gewohnheit war, das Glas von innen und von außen und begann von der Vergänglichkeit aller Dinge zu sprechen.“
«سپس، همانطور که عادتش بود، لیوان را از داخل و خارج لیسید و شروع به صحبت درباره فناپذیری همه چیز کرد.»
Der Hund beleckte seine Pfote, um sie zu reinigen.
سگ پنجهاش را لیسید تا آن را تمیز کند.
Das Kind beleckte den Löffel mit der Marmelade.
کودک قاشق مربا را لیسید.