فعل
اثبات کردن، مدرک آوردن؛ اشغال کردن، قرار دادن روی چیزی
معانی و تعاریف belegen:
- چیزی را اثبات کردن، مستند کردن
- جایی را اشغال کردن، رزرو کردن
- چیزی را روی چیزی دیگر قرار دادن یا پوشاندن
- در یک دوره یا کلاس ثبت نام کردن
جملات نمونه برای belegen:
Er hat seine Behauptung nicht ''belegt.''
او ادعای خود را اثبات نکرد.
[…] Wissenschaftliche Erhebungen ''belegen,'' dass frühkindliche Bildung spätere schulische Leistungen, soziale Kompetenz und sprachliche Fähigkeiten verbessert.
[...] بررسیهای علمی ثابت میکنند که آموزش در دوران کودکی، دستاوردهای تحصیلی بعدی، شایستگی اجتماعی و مهارتهای زبانی را بهبود میبخشد.
Er konnte seine Behauptung mit Fakten belegen.
او توانست ادعای خود را با حقایق اثبات کند.