صفت
اشغالشده، رزروشده؛ گرفته (صدا)؛ روکششده، پوشاندهشده
جملات نمونه برای belegt:
Zum Frühstück werden ''belegte'' Brötchen serviert.
برای صبحانه ساندویچهای آماده (نان ساندویچی روکششده) سرو میشود.
Du hast aber eine stark ''belegte'' Zunge.
اما زبانت به شدت بارهای سفید گرفته (پوشانده شده) است.
Ihre Stimme klingt ''belegt.''
صدایت گرفته به نظر میرسد.