beleumundet
خوشنام، بدنام (بسته به قید همراه)
Beispiele
- Marco Pezzaiuoli, bisher ein Assistent Rangnicks und durch seine Arbeit im DFB gut ''beleumundet,'' erhielt als Cheftrainer einen Vertrag über branchenunüblich lange dreieinhalb Jahre.مارکو پزایولی، که پیش از این دستیار رانگنیک بود و به دلیل کارش در فدراسیون فوتبال آلمان «خوشنام» بود، به عنوان سرمربی قراردادی به مدت سه و نیم سال، که برای این صنعت غیرمعمول طولانی است، دریافت کرد.