فعل
پارس کردن، عوعو کردن، غر زدن و اعتراض کردن
معانی و تعاریف belfern:
- صدای واق واق کردن سگ (معمولاً با عصبانیت یا مداوم)؛ (مجازی) غرغر کردن یا با عصبانیت حرف زدن
جملات نمونه برای belfern:
„Geht’s noch? Hier hat nie jemand das Gegenteil behauptet. Du ''belferst'' gegen deine eigenen Hirngespinste an.“
«موضوع چیه؟ اینجا هیچکس تا حالا خلاف این رو ادعا نکرده. تو داری علیه توهمات ذهنی خودت پارس میکنی و غر میزنی.»
Der kleine Hund belferte den Postboten an.
سگ کوچک به پستچی واق واق کرد.
Sie belferte über die Ungerechtigkeit der Situation.
او در مورد بیعدالتی وضعیت غرغر میکرد.