beleihen
قرض دادن (با وثیقه)، گرو گذاشتن
Bedeutungen
1
Akkusativ + mit + Dativ
به کسی در ازای گرو گذاشتن چیزی (وثیقه) پول قرض دادن.
- Die Bank beleihnt Immobilien.بانک در ازای املاک وام میدهد.
- Er ließ sich seine Uhr beleihen, um Bargeld zu bekommen.او ساعتش را گرو گذاشت تا پول نقد بگیرد.