bellen Aussprache:/ˈbɛlən/Wortzerlegung:bel·len فعل پارس کردن، قد قد کردن معانی و تعاریف bellen:صدای مخصوص سگ را درآوردن، واق واق کردنبا صدای بلند و خشن صحبت کردن، فریاد زدن (مجازی) جملات نمونه برای bellen:Der Spitz ''bellt'' bei jeder Gelegenheit. Einen Fuchs ''bellen'' zu hören, ist ein seltenes Erlebnis.سگ اشپیتز در هر فرصتی پارس میکند. شنیدن پارس کردن یک روباه تجربهای نادر است.„An der Gepäckausgabe standen Hafenarbeiter, ''bellten'' Kommandos, händigten Koffer und Säcke aus.“«در محوطه تحویل بار، کارگران بندر حضور داشتند، دستورات را با صدای بلند و خشن صادر میکردند و چمدانها و گونیها را تحویل میدادند.»Der Hund bellt laut.سگ بلند پارس میکند.