Deklinierte Form
تماشا کردند، زیر نظر گرفتند
معانی و تعاریف beluchsten:
- کسی را با نگاههای طولانی، پنهانی و غالباً با انگیزههای نامعلوم یا مشکوک زیر نظر داشتن؛ به معنای تعقیب کردن با نگاههای کنجکاو و گاهی خصمانه.
جملات نمونه برای beluchsten:
Der Fremde beluchste sie vom anderen Ende des Cafés aus, was ihr ein mulmiges Gefühl gab.
غریبه او را از آن سوی کافه با نگاهی مرموز زیر نظر داشت، که حس ناخوشایندی به او داد.
Die Kinder beluchsten den neuen Nachbarn, der sich seltsam verhielt.
بچهها همسایه جدید را که رفتاری عجیب داشت، با کنجکاوی مشکوک زیر نظر گرفتند.